دربارۀ من

تولد

ساعت ۹ صبح، زایشگاه جرجانی اصفهان؛ البته در حال حاضر تعطیل شده و به فراموشی سپرده شده. مادرم می‌گوید من ۲ روز دیر آمد شاید لازم بود تا تاریخ تولدم با روز جهانی پرستار قرین شود.

اردیبهشت ۱۳۷۵

شروع تحصیل

اگر آمادگی را در نظر نگیریم، شروع رسمی تحصیلات من از مهر ۱۳۸۱ رقم می‌خورد. من سه سال ابتدایی را در دبستان امین‌الضرب گذراندم و سپس برای چهارم و پنجم به دبستان یاسر رفتم.

 

۱۳۸۱-۱۳۸۵

راهنمایی

آنقدر حضور در مدرسه غیر انتفاعی خوب بود که برای راهنمایی هم تصمیم بر آن شد که به راهنمایی غیر انتفاعی جامی بروم. با این حال فقط یک سال در در غیر انتفاعی بودم و دو سال بعدی را در مدرسه راهنمایی دولتی صفاکار سپری کردم.

۱۳۸۶-۱۳۸۹

دبیرستان

از ابتدا تا انتها، در دبیرستان دولتی غدیر گذشت. رشته تجربه را برگزیدم. بسیار آموختم. یاد گرفتم که انسان ۱۵ تا ۱۸ ساله تنها در مدرسه‌اش خلاصه نمی‌شود. پس اوقات فراغت خود را نیز پر کردم.

۱۳۸۹-۱۳۹۳

دانشگاه

سال ۱۳۹۳ به نسبت سال پر حجمی بود. فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، کنکور، فوت مادر مادربزرگم. شرکت در کلاس‌های رانندگی، ادامۀ فعالیت‌های متفرقه و پذیرش در ورودی نیمه دوم پرستاری دانشگاه ع.پ. اصفهان.

۱۳۹۳

دانشکده

نمی‌توان به سادگی از دوران دانشجویی عبور کرد. آنقدر شیرین و آموزنده و پر فراز و نشیب بود که احتمالاً هیچگاه از ذهن من بیرون نمی‌رود.

سال ۱۳۹۴ به شورای صنفی پیوستم و تا هنگام فارغ‌التحصیلی یک سال همکار شورا و دو سال دبیر انتصابی بودم. کانون آلا را برای حمایت از بیماران مبتلا به سرطان راه‌اندازی کردم. از ترم دو تا پایان تحصیل در نشریه صنفی دوپامین فعالیت داشتم. دبیر اجرایی بیش از ۱۰ جشن مختلف در دانشکده بودم. در سال ۱۳۹۵ افتخار حضور به عنوان ارشد اجرایی را در همایش کشوری سلامت جامعه داشتم.

۱۳۹۳-۱۳۹۷

کسب و کار

تابستان ۱۳۹۵، به واسطۀ آشنایی با حسین تاج بهه مجموعه "درمان تجهیز آپاداه" که یک شرکت فعال در حوزۀ تجهیزات پزشکی، علی‌الخصوص مدیریت زخم، بود، راه یافتم. اولین ملاقات من با کسب و کار واقعی. نقطه‌ای که بدون شک در امروز من نقش به سزایی داشته است.

تابستان ۱۳۹۶، باز هم در همراهی با آقای تاج وارد مجموعه "طب تجهیز پایا" شدم؛ شرکتی فعال در حوزه تولید دستگاه‌های وکیوم‌تراپی. یکی از دستاوردهای مشترک من و آ. تاج در این زمان برگزاری اولین دوره مدیریت زخم جهاد دانشگاهی واحد اصفهان.

موفقیت برگزاری اولین دوره باعث آن شد که ۱۵ دی ماه ۱۳۹۶ رسماً وارد جهاد دانشگاهی شوم و به عنوان کارشناس آموزش پزشکی مشغول به کار شوم.

۱۳۹۵-۱۳۹۶

جهاد دانشگاهی

همان ابتدای ورود به جهاد دانشگاهی فهمیدم که جنس کار م مدیریت و هماهنگی است و تصمیم گرفتم که در این زمینه مطالعه کنم. اولین کتابی که در حیطۀ مدیریت خواندم، "مدیریت خود" از انتشارات آموخته بود. کتابی که به جرأت زندگی مرا تحت تأثیر خود گذاشت.

در ادامه‌ی فعالیتم، و تا قبل از اعزام به آموزشی، ۳ دوره دیگر مدیریت زخم برگزار شد که در تمام آن ها نقش نماینده جهاد و عامل اجرایی را داشتم.

به لطف حمایت‌هایی که وجود داشت توانستم سرباز امریه جهاد شوم و در شهریورماه ۱۳۹۸ به پادگان ۰۱ شهدای وظیفۀ نزاجا جهت گذراندن دورۀ آموزشی اعزام شدم.

۱۳۹۶-۱۳۹۸

زندگی

به واقع برخی اتفاق را کار خدا می‌دانم. در سال ۱۳۹۶ دختری وارد دانشکده شد. او به واسطۀ علاقه‌اش به فعالیت‌های دانشجویی وارد مجلۀ دوپامین شد و بعد از آن در شورای صنفی به عنوان همکار فعالیت خود را ادامه داد.

این نزدیکی دانشجویی، نزدیکی قلب‌هایمان را سبب شد و درنهایت تیر ماه ۱۳۹۸ به خواستگاری‌اش رفتم و درست ۱۰ روز مانده به اعزام، به طور رسمی و شرعی نامزد یکدیگر شدیم.

بهمن سال ۱۳۹۸، درست ۱۰ روز قبل از اعلان رسمی کرونا به عقد یکدیگر درآمدیم. مهر ۱۴۰۰ پس از پیک پنجم به زیر یک سقف رفتیم تا خانواده‌ای به جمع خانواده‌های هستی اضافه کنیم.

۱۳۹۸ تا همیشه

حالا

پس از بازگشت از خدمت سربازی در آبان ۱۳۹۸ به فعالیت در مرکز مرداویج مشغول شدم و تا پایان مرداد ۱۴۰۰ سرباز جهاد دانشگاهی بودم.

پس از اتمام خدمت سربازی، به دعوت جناب آقای دکتر ژیانپور، رییس واحد اصفهان، مدیریت مرکز درمان و مراقبت در منزل جهاد دانشگاهی واحد اصفهان موسوم به "درمانیک" را به عهده گرفتم تا تمام تجارب پیشینم در جهاد دانشگاهی را به کار ببرم و تجربۀ جدید بیافزایم.

۱۳۹۸ تاکنون

اینجا از چه می‌خوانید؟

پیوند من با علوم پزشکی پیوندی ناگسستنی است. من چهارسال درس خوانده‌ام و شاید امروز آنچنان که اساتیدم از من انتظار داشتند، مشغول به حرفۀ پرستاری نباشم. ولی در گرویش دارم و امید آن دارم که سلامت را برای مردم پیرامونم بسط دهم.

من متخصص توسعه فردی نیستم. ادعایی هم ندارم. با این حال معتقدم می‌توانم با آنچه تجربۀ شخصی است یا ماحصل مطالعاتم، به افراد پیرامونم کمک کنم و باعث رشد و ارتقای آنان شوم.

همانند توسعۀ فردی من متخصص کسب و کار هم نیستم و با این حال اندوخته‌ای از تجربه و دانش و آگاهی دارم و امیدوارم بتوانم با استفاده از آن‌های محیط پیرامونم را شکوفا کنم و فردی مفید برای کشورم باشم.

من در شبکه‌های اجتماعی